تبليغاتX
عاشق تنها
عاشق تنها
@تاوان عاشق پاک بودن تنها ماندن است @
happy valentin day's

سلام به دوستان همیشه عاشق و دوستدار عشق بازم من اومدم روز ولنتاینتون پیشاپیش مبارک من که میگم سپدرمذگان که۲۹ بهمن آریایی باشید و من چند لینک آهنگ هدیه میدم سبز باشید

 

(ولنتاين)علي اصحابي 

(مکن ناز)علی عبدالمالکی

(خودش بود)رضا صادقی

(تویی آغوش تو)رضاصادقی

(رد تماس2)ساسی مانکن و حسین مختل

(لبهای داغ)ساسی مانکن و دوستان

 

لینک ثابت| سه شنبه بیست و دوم بهمن 1387ساعت 7:27 بعد از ظهر نوشته شده: اول شخص مفرد |
عاشقان روزتان مبارک(معرفی فریدون مشیری)

 


 

در ۳۰ شهریور ماه سال ۱۳۰۵ در خیابان عین الدوله (خیابان ایران فعلی) شهر تهران چشم به جهان گشود. دوره آموزشهای دبستانی و دبیرستانی را در مشهد و تهران به پایان رساند و سپس وارد دانشگاه شد و در رشته زبان ادبیات فارسی دانشگاه تهران به تحصیل پرداخت، اما آن را ناتمام رها کرد و به سبب دلبستگی بسیاری که به حرفه روزنامه‌نگاری داشت از همان جوانی وارد فعالیت مطبوعاتی در زمینه خبرنگاری و نویسندگی شد و بیش از سی سال در این حوزه کار کرد.مشیری سالها عضویت هیات تحریریه مجلات سخن، روشنفکر، سپید و سیاه و چند نشریه دیگر را داشت. از سال ۱۳۲۴ در وزارت پست و تلگراف و تلفن و سپس شرکت مخابرات ایران مشغول به کار بود و در سال ۱۳۵۷ بازنشسته شد.او در سال ۱۳۳۳ با خانم اقبال اخوان ازدواج کرد و اکنون دو فرزند به نامهای بابک و بهار از او به یادگار مانده‌است.مشیری در بامداد روز جمعه ۳ آبان ماه ۱۳۷۹ شمسی در بیمارستان تهران کلیلنیک در سن ۷۴ سالگی درگذشت. منبع: ویکی پدیا

نسیتی که ببینی(فریدون مشیری)

تو نیستی که ببینی
 چگونه عطر تو در عمق لحظه ها جاری است
 چگونه عکس تو در برق شیشه ها پیداست
چگونه جای تو در جان زندگی سبز است
هنوز پنجره باز است
تو از بلندی ایوان به باغ می نگری
درخت ها و چمن ها و شمعدانی ها
به آن ترنم شیرین به آن تبسم مهر
به آن نگاه پر از آفتاب می نگرند
تمام گنجشکان
که درنبودن تو
 مرا به باد ملامت گرفته اند
ترا به نام صدا می کنند
هنوز نقش ترا از فراز گنبد کاج
کنار باغچه
زیر درخت ها لب حوض
درون آینه ی پاک آب می نگرند
تو نیستی که ببینی چگونه پیچیده است
طنین شعر نگاه تو درترانه من
تو نیستی که ببینی چگونه می گردد
 نسیم روح تو در باغ بی جوانه من
چه نیمه شب ها کز پاره های ابر سپید
به روی لوح سپهر
ترا چنانکه دلم خواسته است ساخته ام
چه نیمه شب ها وقتی که ابر بازیگر
هزار چهره به هر لحظه می کند تصویر
به چشم همزدنی
میان آن همه صورت ترا شناخته ام
به خواب می ماند
تنها به خواب می ماند
 چراغ ، آینه، دیوار بی تو غمگینند
تو نیستی که ببینی
 چگونه با دیوار
به مهربانی یک دوست از تو می گویم
تو نیستی که ببینی چگونه از دیوار
 جواب می شنوم
تو نیستی که ببینی چگونه دور از تو
به روی هرچه در این خانه ست
غبار سربی اندوه بال گسترده است
 تو نیستی که ببینی دل رمیده من
بجز تو یاد همه چیز را رها کرده است
غروب های غریب
 در این رواق نیاز
پرنده ساکت و غمگین
ستاره بیمار است
دو چشم خسته من
 در این امید عبث
دو شمع سوخته جان همیشه بیدار است
تو نیستی که ببینی!

لینک ثابت| دوشنبه بیست و یکم بهمن 1387ساعت 7:51 بعد از ظهر نوشته شده: اول شخص مفرد |
قلب سنگی
   کاش قلب من مثه قلبت سنگی بود  *********      لحظه های دلخوشیم توی هوس بود

  کاش ثانیه ها به بدست ما بود  *************** خاطرات عشق بازیمون بدست باد بود

 اونروزا گرچه هیچی نبودی  ******************   امامهربونتر از حالات بودی

روزگار و باش جابجا میشه   ******************  حالا کی سنگی وشیشه ای میشه

عشقمو رد می کنی تو با غرورت  **************** تب می کنم من تو نبودنت

کار من یه روز ناز کردن و نازکشی از تو بودش******حالا حتی نازکشی واسه تو فایده نداره

باور کن قلبت یه تیکه سنگ شده *************** عشق تو همش هوس شده

ولی اینی که میسوزه تو نبودت *****************این منه ساده دل خوش فریبم

تازه داره باورم میشه ********************* عشق حالا پوشالی شده

تو این شبای مهتابی کار من غصه و زاری شده

اونی نشستتو عزای چهله روزه عشق ************** یه قلب شیشه ای که اون  منم

 

                                                                                  شاعر:عاشق تنها

گرچه شاعر خوبی نیستم واسه دلم میگم اما نظراتتون تو مورد فراموش نشه خوشحال میشم

ghalbe sangi

لینک ثابت| شنبه سی ام آذر 1387ساعت 2:49 قبل از ظهر نوشته شده: اول شخص مفرد |
خیال تو

پرواز در هوای خیال تو دیدنی ست

حرفی بزن که موج صدایت شنیدنی ست

شعر زلال جوشش احساس های من

از موج دلنشین کلام تو چیدنی ست

یک قطره عشق کنج دلم را گرفته است

این قطره هم به شوق نگاهت چکیدنی ست

خم شد- شکست پشت دل نازکم  ولی

بار غمت ـ عزیز تر از جان ـ کشیدنی ست

من در فضای خلوت تو خیمه می زنم

طعم صدای خلوت پاکت چشیدنی ست

تا اوج ، راهی ام  به تماشای من بیا

با بالهای عشق تو پرواز دیدنی ست


لینک ثابت| شنبه سی ام آذر 1387ساعت 2:20 قبل از ظهر نوشته شده: اول شخص مفرد |
لینک دعئت کلوب ایرانیان برای بهترین دوستان
http://www.cloob.com/user/register/step1/edt/1229725419/frnd/797426/code/34a2337d67f303bfe4460cc4c168a6ac

 

حتما تشریف بیارن و ثبت نام کنید در یک محیط دوستانه

لینک ثابت| شنبه سی ام آذر 1387ساعت 1:55 قبل از ظهر نوشته شده: اول شخص مفرد |
دوباره اومدم
سلام دوستان خیلی وقته که دیگه ننوشتم خسته بودم اما امروز بعد مدتها نظرات جالب شما منو به وجد آورد و دوباره میخوام شروع کنم به شعر کفتن و نوشتن وبلاگ اما این بار با کمک همه شما عزیزان مخصوصا که در کلوب ایرانیان دوستان به من حقیر لطف داشتن و  بمن کاری دادن من میام اما این بار دل شکسته از عشق نمی گم بلکه می خوام اون روی قشنگشو بهتون نشون بدم که زندگی زیباست وقتی داری نفس می کشی و عشق.همه آدما مثل هم نیستن بیاد خدا ولطف شما بسم الله عید غذیر هم مبارک شب یلداتون خوش
لینک ثابت| شنبه سی ام آذر 1387ساعت 1:53 قبل از ظهر نوشته شده: اول شخص مفرد |
ای صمیمی ای دوست
لینک ثابت| شنبه نهم شهریور 1387ساعت 4:13 بعد از ظهر نوشته شده: اول شخص مفرد |
نوروزتان پیروز
لینک ثابت| چهارشنبه هفتم فروردین 1387ساعت 8:49 بعد از ظهر نوشته شده: اول شخص مفرد |
4شنیه سوری مبارک :-)
 

این به روش سنتی هست اما حالا رو باش تکنولوژی بالاست که بیا و ببین

لینک ثابت| شنبه بیست و پنجم اسفند 1386ساعت 8:57 بعد از ظهر نوشته شده: اول شخص مفرد |
4شنبه سوری یا 4شنبه سوزی

خوش بگذره ها ااا ولی مواضب باشین

 

 

لینک ثابت| جمعه بیست و چهارم اسفند 1386ساعت 8:50 بعد از ظهر نوشته شده: اول شخص مفرد |
Love to See you cry

Love to See you cry
دوست دارم گریه ات رو ببینم


come on. let me tell you

 زود باش ، بگذار بهت بگم

 

Maybe I just wanna touch you for your warm inside again

  شاید من فقط به خاطر گرمای درونت می خوام دوباره لمست کنم
Maybe I just wanna hurt you the sweetest pleasure is me

  شاید من فقط بخوام بهت آسیب برسونم که این شیرین ترین لذت منه
I don’t know why why but I love to see you cry

 نمی دونم چرا ، چرا ، ولی دوست دارم گریه ات رو ببینم
I don’t know why why it just makes me feel like

 نمی دونم چرا ، چرا ، این فقط منو راضی می کنه

Are you coming to the moment

آیا تو اون لحظه میای؟

When you know your heart can break

 وقتی می دونی که قلبت ممکنه بشکنه
I’m inside you

 من در درون تو ام
I’m around you

 من در اطراف توام

Just wanna hear you cry again

 فقط می خوام دوباره صدای گریه ات رو بشنوم

 I don’t know why why but I love to see you cry

 نمی دونم چرا ، چرا ، ولی دوست دارم گریه ات رو ببینم

I don’t know why why it just makes me feel like

 نمی دونم چرا ، چرا ، این فقط منو راضی می کنه
I don’t know why why but I love to see you cry

 نمی دونم چرا ، چرا ، ولی دوست دارم گریه ات رو ببینم
I don’t know why why but it just makes me feel like

 نمی دونم چرا ، چرا ، این فقط منو راضی می کنه

You don’t know how much it hurts when you fall asleep in my arms

 تو نمی دونی این چقدر زجرآوره وقتی تو در آغوش من می خوابی
If it starts before the morning comes

 اگر اون قبل ازاومدن صبح شروع بشه
I wanna run away, I wanna run away

 من می خوام فرار کنم ، من می خوام فرار کنم ...

 

I don’t know why

 نمی دونم چرا

لینک ثابت| شنبه بیست و هفتم بهمن 1386ساعت 6:6 بعد از ظهر نوشته شده: اول شخص مفرد |
happy valentin's day
♥♥♥Gavo olagho ordak♥♥♥Kebrito gazo fandak♥♥♥gonjishko ghazo lak lak♥♥♥Valentainet mobarak♥♥♥

 

اميدوارم روز خوبي باشه براي همه ي عشاق واقعي اما ايرانيان ولنتاين داريم كه بهش ميگن"سپنتدار مزگان"كه 29 همين ماه هست حالا بعدا توضيح ميدم

لینک ثابت| پنجشنبه بیست و پنجم بهمن 1386ساعت 9:28 بعد از ظهر نوشته شده: اول شخص مفرد |
عاشورایی حسینی

 

شهادت سالار شهیدان و ایام محرم و صفر را به مسلمین و شیعیان تسلیت عرض می کنم

گامى به سوى شناخت امام حسين عليه السلام

امام(ع) در سـوم يا چهارم شعبان سال چهارم هجرى در مـدينه ديده به جهان گشـود. 6 سال در زمان جـدش, 30 سال در كنار پـدرش و 10 سال در كنار بـرادر و پـس از آن 10 سال در اوج قـدرت معاويه با وى مبارزه كرد و سـرانجام در محـرم 61 هجـرى در كـربلا به شهادت رسيد.

تولد امام حسين(ع)

امام رضا(ع) مى فرمايد: چون حسيـن(ع) متولد شد و او را نزد رسول اكرم(ص) آوردند, حضرت در گـوش هاى وى اذان و اقامه گفت و مراسـم نامگذارى به پايان رسيد. پيامبـر (ص) او را بـوسيـد و گـريه كـرد و فرمـود: ((تـو را مصيبتـى عظيـم در پيـش است. خـداوند لعنت كند كشنده او را.)) در روز هفتم نيز پس از ايـن كه برايش ((عقيقه)) كرد, از شهادت او خبـر داد و فرمـود: ((گروهـى كافـر ستمكار از بنى اميه او را خواهند كشت.))

فطرس ملك آزاد شده حسين است

از حضـرت صادق(ع) روايت شـده كه فطـرس ملكـى از حاملان عرش الهى بـود و به سبب تعلل, مغضـوب خـداوند شـد. بالـش درهـم شكسته در جزيره اى مشغول عبادت بود.
چـون جبرئيل و جمعى از فرشتگان براى تهنيت گـويـى ولادت حسيـن(ع) مىآمدند, او نيز همراه آنان آمد; خـود را به گهواره حضرت ماليد و تـوبه اش قبـول شـد و به وضع اول برگشت.
چون ((فطرس)) به آسمان بالا مى رفت, مى گفت: ((كيست مانند من, مـن آزاد شده حسيـن بـن على و فاطمه و محمد(ص) هستـم.)) شهيد مطهرى مـى گـويد: داستان فطرس ملك, رمزى است از بركت وجـود سيدالشهداء كه بال شكسته ها با تماس به او صاحب بال و پر مـى شـوند, افراد و ملتها اگـر به راستـى خـود را به گهواره حسيـن(ع) بمـالنـد, از جزايـر دور افتـاده رهـايـى يـافته و آزاد مـى شـوند.

امـام حسيـن(ع) همـراه و همـرزم پـدر و برادر

حضرت در دوران نـوجـوانى روزى وارد مسجد پيامبر(ص) شد, ديد عمر بالاى منبر است. گفت: از منبر پدرم پاييـن بيا و بالاى منبر پدرت برو. عمر گفت: پـدرم منبر نـداشت. او در هرسه جنگ حضرت علـى(ع) شـركت فعال داشت و هنگام حـركت نيـروهاى امام مجتبـى(ع) به سمت شـام, همـراه آن حضـرت در صحنه نظامـى حضـور يافت.

اوضـاع سيـاسـى و اجتمـاعى دوران امـام حسيـن(ع)

انحراف از اصـول و مـوازيـن اسلامـى, از ((سقيفه)) شروع شـد, در زمان عثمان گستـرش يافت و در زمان امام به اوج رسيـد تا جائى كه اصل اسلام تهديـد مـى شـد. براى شناخت بهتر ايـن انحراف, لازم است قبلا بنى اميه را بشناسيم.

ابوسفيان

او در فتح مكه چاره اى جز تسليـم نـداشت و پـس از 20 سال مبارزه بـا پيـامبـر(ص), به ظاهـر اسلام را پذيرفت.
روزى چشمـش به پيامبر افتاد و با خود گفت: ((ليت شعرى باى شيىء غلبتنـى)); كاش مـى دانستـم به چه وسيله اى بـرمـن پيـروز شـدى؟! پيامبر سخـن او را شنيد يا ضميرش را خـوانـد و فرمـود: ((بالله غلبتك يـا ابـاسفيـان)) روزى ابـوسفيـان در خـانه عثمــان گفت: ((يا بنى اميه تلقفوها تلقف الكره اما والذى يحلف به ابـوسفيان لاجنه و لانـار و مـازلت ارجـوهـا لكـم و لتصيـرن الـى ابنـائكـم وراثه.)) حكـومت را مانند كره (تـوپ) به يكديگر پاس دهيد. آگاه باشيد, قسـم مى خـورم نه بهشتـى و نه آتشـى در كار است. آنچه را براى شما آرزو داشتـم به وراثت به فرزندان خود بدهيد. در دوران حكومت عثمان, روزى از احد عبور مى كرد, بالگد به قبر ((حمزه بـن عبـدالمطلب)) زد و گفت: چيزى كه ديروز بـر سـر آن با شمشيـر با شما مـى جنگيـدم امـروز در دست كـودكان ما افتاده و با آن بـازى مى كنند.

دوران معاويه

مطرف بن مغيره بـن شعبه مـى گـويـد: با پـدرم به شام نزد معاويه رفتـم. پدرم هرگاه از پيش معاويه مىآمد, از او تمجيد مى كرد. يك شب ناراحت بازگشت, گفتم: چه شده؟ گفت: از نزد ناپاكتريـن افراد مىآيـم. گفتم: چرا؟ گفت: امشب به معاويه گفتـم: اكنـون (بعد از صلح با امام حسـن(ع)) پير شدى و كار در دست تـوست, بر بنى هاشـم كه اقـوامت هستند سخت نگير. او ناراحت شد و گفت: چه مـى گـويـى؟ ابـوبكر, عمر و عثمان مردند نامى از آنان باقى نماند; اما ايـن پسـر هاشـم (پيامبـر(ص)) روزى پنج بار به نام او فـرياد (اذان) مى زنند.
مسعودى مـى نـويسـد: كار اطاعت مردم از معاويه به جايـى رسيد كه هنگام رفتـن به صفين, نماز جمعه را در روز چهارشنبه اقامه كرد. معاويه به عمروبـن عاص گفت: بامن بيعت كن. گفت: بردينم مى ترسم; بيعت مى كنـم به شرط آنكه از دنيايت بهره گيرم. معاويه حكومت مصر را به او داد.
معاويه سخنـان پيـامبـر را به تمسخـر گرفت
وقتـى وارد مدينه شد و چشمـش به ((ابـوقتاده)) افتاد, گفت: چرا شما جماعت انصار به ديدنـم نيامديد؟ ابـوقتاده جواب داد: وسيله سوارى نداشتـم. معاويه با تمسخر پرسيد: شتران آبكـش خـود را چه كرديد؟ ابـوقتاده گفت: در روز بدر در جستجوى تو از دست داديـم. پيامبر فرمـود: بعد از مـن افراد ناشايست بر ما مقدم مـى شـوند. معاويه: در آن هنگام به شما چه دستـور داد؟ ابـوقتـاده: دستـور داد صبـر كنيـم. معاويه: پـس صبـركنيـد تـا او را ببينيـد.
در زمـان معاويه, آزادگـان به شهادت رسيـدند
حجربـن عدى (شخصيت وفادار به علـى(ع), و چندتـن ديگر, چـون به استاندار كـوفه اعتراض كردند, به شام احضار شـدنـد. در آنجا به آنان گفتند: على(ع) را لعن كنيد. آنان گفتنـد: ((ان الصبر علـى حـرالسيف تاءيسـر علينا مماتـدعونا اليه)); گرمـى شمشير بـر ما آسان تـر است از آنچه از مامـى خـواهيـد. آنگاه آنها را به شهادت رساندند.
ابن ابـى الحـديد مـى گـويد: زيادبـن ابيه دوستان علـى(ع) را زير هرسنگ و كلـوخـى يافت, به قتل رسانـد, دست و پاها را قطع كرد و آنان را بـردار آويخت تـا جايـى كه حتـى يك نفـر معروف در عراق باقـى نمانـد. معاويه, برخلاف حكـم پيامبـر(ص) زياد را به پـدرش ابـوسفيان ملحق كرد. در زمان او سب على(ع) به صورت سنت در آمد. علامه امينـى مـى گـويد: ((70 هزار منبر بر پا شـد كه سب علـى(ع) كنند.)) مبـارزات امـام حسيـن(ع) بـا حكومت معاويه در آن شرايط كه كسـى جراءت اعتراض نداشت, امام در برابر ستمهاى او به مبارزه برخاست. در اين مقاله, سه گـواهى تاريخـى بر ايـن امر ارائه مى دهيم.

 

لینک ثابت| شنبه بیست و نهم دی 1386ساعت 4:45 بعد از ظهر نوشته شده: اول شخص مفرد |
عاشقانه های تنهاترین ها
شما دوستان بمن خیلی لطف دارین که تو نظراتتون منو شرمنده می کنید اینم یه سری از شعر های شما:

 

 

مهم نيست که خسته ام...
مهم اينه که باد، بارون، آسمون مال منه


مهم نيست که غمگينم...
مهم اينه که الان پر از تجربه ام


مهم نيست که يدونه غصه دارم...
مهم اينه که يه عالمه بهانه دارم براي لبخند زدن


مهم نيست دلم شکسته...
مهم اينه که خدا درون دلهاي شکسته ست


مهم نیست که شکست خوردم...
مهم اینه که حالا آماده ی موفقیتم

(میلاد
وبلاگش)

 

اینم نگار عزیز از بهنرین و پاکترین دوستان دانشگاه و خوابگاه من که شعری در وصف تنهایی من سروده که دستش درد نکنه براش آرزوی موفقیت می کنم:

آهای عاشق تنها مباش دگر تنهای تنها
بیا به سراغ دل ما بیا تورا قسم به آن دل تنها
آهای عاشق تنها در خود فرورفته دور از جمع ما
نگاه کن به خنده با هم بودن در میان ما
بخند به دنیایی که هیچ دل نیست تنها
بیا عاشق تنها بیا دستت را بده در دستان ما
سلام به سراغ ما هم بیا رفیق اول شخص نه دوم شخص مفرد

چوقک(وبلاگش)

 

لینک ثابت| یکشنبه شانزدهم دی 1386ساعت 4:29 بعد از ظهر نوشته شده: اول شخص مفرد |
عید غدیر خم در باب احادیث

 

قال رسولُ اللَّهِ صلى الله عليه وآله :

إنّ اللَّهَ‏عزّ و عجل عَهِدَ إليَّ في عليِّ ابن أبي طالبٍ عليه السلام عَهْداً ، قلتُ : يا ربِّ بَيِّنْهُ لي . قالَ : اسْمَعْ . قلتُ : قد سَمِعْتُ ، قالَ : إنّ علِيّاً رايةُ الهُدى‏ وإمامُ أوليائي ونورُ مَن أطاعَني ، وهُوَ الكلمةُ الّتي ألْزَمْتُها المتّقينَ ، مَن أحبَّهُ أحبَّني ، ومَن أطاعَهُ أطاعَني .

پيامبر خدا صلى الله عليه وآله : همانا خداوند عزّ و جل درباره على بن ابى طالب به من سفارشى فرمود ، گفتم : بار پروردگارا ، آن را برايم روشن فرما . فرمود : بشنو ! عرض كردم : گوش به فرمانم . فرمود : همانا على پرچم هدايت و پيشواى دوستان من و روشنى بخش كسانى است كه مرا اطاعت كنند . او كلمه‏اى است كه با پرهيزگاران همراهش كردم . هر كه او را دوست بدارد مرا دوست داشته و هر كه از او اطاعت كند از من اطاعت كرده‏است .

إنّ أخي ووصِيّي ووزيري وخليفَتي في أهلي عليُّ بنُ أبي طالبٍ ، يَقْضي دَيني ، ويُنجِزُ مَوعِدي يا بني هاشمٍ .

پيامبر خدا صلى الله عليه وآله : اى بنى‏هاشم ! همانا برادر من ، وصى من و وزير من و جانشين من در ميان خانواده‏ام على بن ابى طالب است . او دَين مرا مى‏پردازد و وعده‏ام را به كار مى‏بندد .

مَن كنتُ مَولاهُ فعليٌّ مَولاهُ .

پيامبر خدا صلى الله عليه وآله : هر كه من مولاى اويم پس على مولاى اوست .

عليٌّ مَع الحقِّ والقرآنِ ، والحقُّ والقرآنُ معَ عليٍّ ، ولن يَفتَرِقا حتّى‏ يَرِدا علَيّ الحوضَ .

پيامبر خدا صلى الله عليه وآله : على با حقّ و قرآن است و حقّ و قرآن با على ، و هرگز از هم جدا نشوند تا كنار حوض نزد من آيند .

أنا مدينةُ العلمِ وعليٌّ بابُها ، فمَن أرادَ العلمَ فلْيَأتِهِ من بابِهِ .

پيامبر خدا صلى الله عليه وآله : من شهر علم هستم و على دروازه آن . پس ، هر كه علم خواهد بايد كه از در آن وارد شود .

رسولُ اللَّهِ صلى الله عليه وآله - لِعَليٍ‏عليه السلام - : لا يُحِبُّكَ إلّا مؤمنٌ، ولا يُبغِضُكَ إلّا منافقٌ.

پيامبر خدا صلى الله عليه وآله - به على عليه السلام - : تو را جز مؤمن دوست ندارد و جز منافق دشمنت ندارد .

عنه صلى الله عليه وآله - مُشيراً إلى‏ عليٍ‏عليه السلام - : إنّ هذا أخي ووصيّي وخليفتي فيكُم ، فاسْمَعوا لَه وأطِيعُوا .

پيامبر خدا صلى الله عليه وآله - با اشاره به على عليه السلام - : اين برادر و وصى و جانشين من در ميان شماست . فرمانش را بشنويد و اطاعت كنيد .

عبدُ الرّحمانِ بنُ أبي ليلى‏ : شَهِدتُ عليّاً في الرُّحبةِ يَنْشُدُ النّاسَ : أنْشُدُ اللَّهَ مَن سَمِعَ رسولَ اللَّهِ صلى الله عليه وآله يقولُ يومَ غديرِ خُمّ : « مَن كنتُ مولاهُ فعليٌّ مولاهُ » لَمّا قامَ فشَهِدَ ، قالَ عبدُ الرّحمانِ : فقامَ اثنا عَشَرَ بَدْريّاً ، كأنّي أنظُرُ إلى‏ أحدِهِم ، فقالوا : نَشهَدُ أنّا سَمِعْنا رسولَ اللَّهِ صلى الله عليه وآله يقولُ يومَ غديرِ خُمٍّ : ألستُ أولى‏ بالمؤمنينَ ... ؟ فقُلنا : بلى‏ يا رسولَ اللَّهِ ، قالَ : فمَنْ كنتُ موَلاهُ فعليٌّ مَولاهُ ، اللّهمَّ والِ مَن والاهُ وعادِ مَن عاداهُ .

عبد الرحمن بن ابى ليلى : على را ديدم كه در رحبه (كوفه) مردم را سوگند مى‏دهد : شما را به خدا سوگند مى‏دهم اگر كسى از شما هست كه شنيده باشد پيامبرخدا صلى الله عليه وآله در روز غدير خم مى‏فرمود : «هر كه من مولاى اويم ، پس على مولاى اوست» برخيزد و گواهى دهد عبد الرحمن مى‏گويد : دوازده تن از بدريان كه گويى هم اكنون يكايك آنان را مى‏نگرم ، برخاستند و گفتند : گواهى مى‏دهيم كه شنيديم پيامبر خدا صلى الله عليه وآله در روز غدير مى‏فرمود : آيا من به مؤمنان سزاوارتر نيستم ؟ ... عرض كرديم : البته ، اى پيامبر خدا . پيامبر فرمود : هر كه من مولاى او هستم على نيز مولاى اوست . خدايا ! دوست بدار هر كه را دوستدار على باشد و دشمن بدار هر كه را با او دشمنى ورزد .

جابِرٌ : إنّ النّبيَّ صلى الله عليه وآله كان بعرَفَةَ وعليٌّ تجاهَهُ ، فقالَ : يا عليُّ ، اُدْنُ مِنّي (و) ضَعْ خَمْسَكَ في خَمْسِي . يا عليُّ ، خُلِقْتُ أنا وأنتَ مِن شَجَرةٍ واحدةٍ ، أنا أصلُها وأنتَ فَرعُها ، والحَسَنُ والحُسَينُ أغصانُها ، مَن تَعَلّقَ بغُصْنٍ مِنها أدخَلَهُ اللَّهُ الجَنّةَ .

جابر : پيامبر صلى الله عليه وآله در عرفه بود و على رو به روى آن حضرت قرار داشت . پيامبر فرمود : اى على ! نزديك من آى و پنجه‏ات را در پنجه من گذار . اى على ! من و تو از يك درخت آفريده شده‏ايم . من ريشه آن درختم و تو تنه آن و حسن و حسين شاخه‏هايش . هر كه به شاخه‏اى از آن بياويزد خداوند او را به بهشت درآرد .

 

((منبع :

منتخب میزان الحکمه ، محمدی ری شهری-http://hadithstudmag.shekafandeh.ir/show_news.asp?home=141

 

لینک ثابت| جمعه هفتم دی 1386ساعت 10:7 بعد از ظهر نوشته شده: اول شخص مفرد |
تنهايي نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ عاشق تنها
نام:س.و
سن:14/5/1366
تحصیلات:دانشجو کامپیوتر(کاردانی)
محل اقامت:مشهد
جنسیت:زن
بهترین دوست:خدا
بهترین شاعر:فروغ
بهترین خواننده:علي اصحابي-زنده ياد بنانو گوگوش(درضمن عشق گوگوش و همدا که تایید شده)
تاسیس وبلاگ:26/12/1384
ایمیل:Ashegh_e_tanha511@yahoo.com & ashegh_e_tanha@hotmail.com
برتترین سایت:www.bia2music.com

آرشیو موضوعی
اشعار عاشق تنها
دانلود موزیک
نغمه های عاشقان تنها
اعیاد و شهادت
معرفی شاعران
نوشته هاي قبلي
بهمن 1387
آذر 1387
شهریور 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
پیوندهاي تنهايي
بیا تو موزیک
تكصدا دات كام
تك پسر
کامپیوتر و نرم افزار
مجموعه اشعار نو
دانلود نرم افزار-موزیک
همه چي در ايران اكتور
ترفندهای ریجستری
دردسربلاگفا
دفتر عشق
عاشقان بياين همه چيز
عاشق ديوانه
خاتون34
عشق دوسوته
به خونه عشق خوش آمديد
پيدا كن در وبلاگ




RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب
تک پسر یک سایت واقا تک

Web design by: takpesar.tk